القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
171
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
هُمُ الْفائِزُونَ » « 1 » يعنى اصحاب بهشت رستگارند ، نازل شد گفتم : يا رسول اللّه اصحاب بهشت كيانند ؟ فرمودند : « من اطاعنى و والى « 2 » عليا من بعدى » - كسى كه مرا اطاعت كند و بعد از من على را دوست داشته باشد » و بعد دست « على » را گرفت و فرمودند : « انّ عليا منّى و انا منه فمن حادّه فقد حادّنى و من حادّنى اسخطه اللّه » - على از من و من از على مىباشم پس هر كس او را بخشم آورد مرا خشمگين كرده است و هر كس مرا خشمگين كند خدا او را مورد غضب خود قرار دهد . سپس گفتند : « يا علىّ حربك حربى و سلمك سلمى و انت العلم بينى و بين امّتى » - « يا على جنگ با تو جنگ با من و صلح با تو صلح با من است و تو نشان بلند دانش حق بين من و امت من مىباشى . . . » . عطيه گويد اين حديث آقاى مخدوج را از زيد ابن ارقم سؤال كردم او گفت : « خدا را بگواهى مىگيرم كه رسول خدا اين حديث را نيز براى من گفتند . در « كنوز الدقايق مناوى » آمده كه رسول خدا فرمودند : « علىّ منّى و انا منه و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى . » ابو داود و طباسى نقل كردهاند كه فرمودند : « علىّ منّى و انا منه و لا يؤدّى عنّى الّا انا او علىّ . » احمد ابن حنبل نيز اين روايت را آورده است كه فرمودند : « من كنت مولاه فعلى مولاه و علىّ منى كهارون من موسى . » در على خصلتهاييست كه اگر يكى از آنها براى كسى باشد در فضيلت و كرامت او كافى است و آن قول رسول خدا است كه گفت : « علىّ منّى و انا منه » و قول ديگرش كه فرمودند : « حرب علىّ حرب اللّه و سلم علىّ سلم اللّه . » و ديگرش قولش كه فرمودند : « ولىّ علىّ ولىّ اللّه و عدوّ على عدو اللّه » و ديگر سخنش كه فرمود : « علىّ حجهء اللّه على عباده » و آن ديگر كلامش كه گفت : « حبّ على ايمان و بغضه كفر » و ديگر كلامش كه فرمودند : « حزب علّى حزب اللّه و حزب اعدائه حزب الشّيطان » و نيز فرمودند : « علىّ
--> ( 1 ) - حشر 20 . ( 2 ) - واژههايى مانند والى ، ولى ، مولا ، مولاه ، وليّه ، ولايت و مانند اينها همه به معناى زعامت ، امامت ، -